مدیریت منابع انسانی

این وبلاگ برای نشر مطالب نویسنده وبلاگ و ترجمه های وی از متون انگلیسی پیرامون رشته مدیریت و بخصوص مدیریت منابع انسانی، ایجاد شده است.

ماهیت مدیریت منابع انسانی
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

مدیریت منابع انسانی/دکتر ابطحی/خلاصه فصل1

فلسفه مدیریت منابع انسانی

فلسفه مدیریت منابع انسانی بر دو اصل استوار است:

1. رسیدن به اهداف سازمانی در گرو تأمین نیازهای منابع انسانی

2. تأمین نیازهای منابع انسانی در گرو رسیدن به اهداف سازمانی

بر این اساس، سازمان و کارکنان به یکدیگر متکی هستند و در این میان نقش مدیران منابع انسانی پر کردن خلاء بین مدیران و کارکنان می باشد که از این طریق نیل به اهداف یاد شده را تسهیل می نمایند.

مفهوم مدیریت منابع انسانی

مدیریت منابع انسانی تخصص ویژه ای است که برای رضایت کارکنان و تأمین اهداف سازمانی برنامه ریزی و کوشش می کند.

موفقیت هر سازمانی در گرو ترکیب مؤثر منابع مالی، اطلاعات، مواد، منابع انسانی و... می باشد. به دلیل وجود پیچیدگیها در سازمانهای امروزی برای اداره امور سازمانی تخصص های ویژه ای شکل گرفته است. تخصص مدیریت منابع انسانی نیز عهده دار این وظایف می باشد: برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، رهبری و نظارت بر کلیه عملیات استخدامی ، آموزش و بهسازی،نگهداری، برقراری ارتباطات، ارزشیابی، ایجاد انگیزه های کاری و بویژه برنامه ریزی نیروی انسانی با همکاری و مشاوره سایر مدیران.

مدیران منابع انسانی هم در برابر نیروی انسانی سازمان و هم در برابر مدیران رده بالای سازمانی مسئول و پاسخگو هستند، تا بدین طریق نیازها و خواسته های مدیران رده بالا را به کارکنان و نیازها و خواسته های کارکنان را به مدیران رده بالا ارجاع داده و خلأ بین این دو قشر را پر کنند.

تأثیر مطالعات و تحقیقات برخی از صاحبنظران بر مدیریت منابع انسانی

فردریک وینسلو تیلور (1971-1856)- اصول مدیریت علمی وی را می توان تقویت کننده افکار مدیریت منابع انسانی دانست:

1.معرفی روشهای علمی نوین برای جایگزینی روشهای غیرعلمی مورد استفاده منابع انسانی سازمانهای تولیدی-صنعتی.

2.توصیه به گزینشهای علمی نیروی انسانی و آموزش آنان؛ در روشهای سنتی خود کارکنان شغل شان را انتخاب کرده و خود را آموزش می دادند.

3.پیشنهاد همکاری نیروی انسانی با مدیران در بکارگیری روشهای علمی

4.مطرح کردن مسأله تقسیم کار و مسئولیت بین مدیران و کارکنان؛ در گذشته همه مسئولیتها متوجه کارکنان بود.

التون مایو (1949-1880)- مایو پایه گذار نهضت روابط انسانی بود. مطالعات وی (مطالعات هاثورن) تأثیر گروههای غیر رسمی را بر رفتار کارکنان نشان داد. مایو و همکارانش در این مطالعات از شیوه های روانشناسی و بویژه روانشناسی صنعتی در حل مسایل سازمان، مدیریت و منابع انسانی استفاده می کردند؛ بر خلاف تیلور و فایول که عمدتاً انسان و سازمان را از جنبه های فنی و تولیدی مورد بررسی قرار می دادند. به اعتقاد گروه التون مایو منابع انسانی بیشتر با "منطق احساسات" سرو کار دارد در صورتی که منطق مدیران "منطق هزینه و کارایی"است و تا وقتی این تفاوت درک نشود مشکلات موجود بین مدیران و کارکنان نیز حل نخواهد شد.

چستر برنارد (1961-1886)- به اعتقاد وی هر سازمانی هدفی دارد اما این مسأله به تنهایی موجب تمایل منابع انسانی به همکاری نمی شود، مگر اینکه"هدف" توسط همه اعضای سازمان پذیرفته شده و برای رسیدن به آن همکاری و مشارکت داشته باشند. از اینرو طبق اعتقاد برنارد مبنای اصلی کار در سازمان عبارت است از : "پذیرش هدف و داشتن حس همکاری". در غیر اینصورت این وظایف مدیران و بویژه مدیران منابع انسانی است که با برقراری ارتباطات مؤثر انسانی در سازمان چنین طرز تفکری را در کارکنان بوجود آورند.

نگرش سیستمی در سازمان و مدیریت

هربرت .اِ سایمون در اواسط قرن بیستم نگرش سیستمی را در سازمان و مدیریت مطرح کرد. سایمون "مدیریت" را با "تصمیم گیری" مترادف می دانست. وی معتقد بود که در افکار، رفتار و تصمیم گیریهای یک فرد عوامل غیر منطقی، عاطفی و ناخودآگاه دخالت دارند. او درصدد بود تا شرایط سازمانی را به گونه ای طراحی کند که افراد در تصمیمات خود تا حد امکان از این عوامل دور شده و به عقل و منطق نزدیکتر شوند. سایمون منطق را در تصمیم گیری، منطبق بودن با اهداف سازمانی می دانست.

اهداف مدیریت منابع انسانی

مهمترین هدف مدیریت منابع انسانی "افزایش کارایی نیروی انسانی در سازمان" می باشد. اما معمولاً چهار هدف برای مدیریت منابع انسانی قایل می شوند:

هدف اجتماعی:

  • احساس مسئولیت در مقابل نیازهای جامعه
  • ایجاد اعتبار برای سازمان و کارکنان در جامعه

هدف سازمانی:

  • احساس مسئولیت در مقابل اهداف سازمانی
  • حداکثر استفاده از تخصص و تعهد نیروی انسانی در رسیدن به آن اهداف

هدف وظیفه ای:

  • احساس مسئولیت در قبال وظایفی که بر عهده واحد امور اداری سازمان می باشد

هدف اختصاصی:

  • احساس مسئولیت در قبال اهداف شخصی کارکنان شاغل در سازمان

وظایف و مسئولیتهای مدیریت منابع انسانی

الف- وظایف و مسئولیتهای عمومی: 1)برنامه ریزی 2)سازماندهی 3)هدایت و رهبری 4)نظارت و کنترل

ب- وظایف و مسئولیتهای اختصاصی: 1)نیرویابی، جذب و گزینش 2)اقدامات مربوط به نقل و انتقالات و جابه جایی های کارکنان 3)ارزشیابی عملکرد کارکنان 4)اقدامات مربوط به نگهداری تن و روان کارکنان 5)طراحی سیستم های حقوق و دستمزد 6)ایجاد نظم، رعایت اخلاق و قانون در کار 7)آموزش و توسعه منابع انسانی 8)اقدامات مربوط به نظم و انضباط و رسیدگی به شکایات 9)برنامه ریزی نیروی انسانی 10)شناخت استعدادها، علایق، انگیزه ها و شخصیت نیروی انسانی از طریق ایجاد ارتباطات انسانی

قسمت اعظم وقت مدیریت منابع انسانی باید صرف "برنامه ریزی های پرسنلی" برای انجام وظایف اختصاصی مذکور باشد، چنانکه رسیدن به اهدااف سازمان، مدیریت و کارکنان را تضمین کند.